جنگنده هاهواپیما هاهواگرد ها و نیروهای هوایی

مقایسه عملکرد دو رقیب سرسخت آسمان اقیانوس آرام، جنگنده های F4U-Corsair و Ki-84 Hayate

با فرا رسیدن سال های پایانی جنگ، خلبانان آمریکایی وضعیت را برای خود آسان و آسان‌تر می‌دیدند. جنگنده های آمریکایی به طور مرتب با موتور های قدرتمندتر و زره های حفاظتی مختلف بروزرسانی می‌شدند. از طرفی حملات مداوم به زیر ساخت های ژاپن، کاهش کیفیت ساخت نسبت به اوایل جنگ و عدم تجهیز به موتور بهتر باعث شده بود زیروها دیگر یک شکار آسان محسوب شوند.

البته ژاپنی‌ها جنگنده های بهتری همچون Ki-61 را هم تولید کردند اما این هواپیماها هم همچنان توان رسیدن به Corsair های آمریکایی را نداشتند. سال 1943 بود که آمریکایی‌ها با پرنده جدید ژاپنی‌ها رو به رو شدند. ترکیبی از قدرت موتور و در عین حال مانورپذیری بالا چیزی بود که واقعا هیچ خلبانی دوست نداشت با آن مواجه شود. اما Ki-84 این ترکیب را به خوبی دارا بود.

جنگنده Kawasaki Ki-61

جنگنده جدید ژاپنی‌ها معایب نمونه های قبلی را نداشت. Hayate به زره های حفاظتی بیشتری مجهز شده بود؛ ارتفاع پرواز آن به 38 هزار پا می‌رسید، مانورپذیری بالایی داشت و قدرت موتور آن به راحتی به 1820 اسب بخار می‌رسید. شاید این عدد به رقم 2380 اسب بخار Corsair خیلی نزدیک به نظر نرسد اما وزن Ki-84 تقریبا نصف Corsair بود. این باعث می‌شد تاکتیک همیشگی خلبانان آمریکایی در مقابل ژاپنی‌ها، یعنی شیرجه زدن یا اوج‌گیری و استفاده از قدرت موتور بالا برای جا گذاشتن هواپیمای دشمن، در مقابل Ki-84 چندان موثر نباشد.

موتور Pratt & Whitney R-2800 جنگنده F4U-Corsair
موتور Nakajima Homare جنگنده Ki-84

اما از نظر توانایی حمله به اهداف زمینی، Corsair در مقابل Ki-84 برتری داشت. Corsair توانایی حمل 4000 پوند تسلیحات را داشت که ترکیبی از بمب های 500 پوندی و راکت های غیر هدایت شونده 5 اینچی بود. در مقابل Ki-84 تنها می‌توانست دو بمب 250 کیلوگرمی (معادل بمب های 500 پوندی) را حمل کند. از نظر سلاح اصلی، هر دو جنگنده از ترکیبی از توپ های 20 میلیمتری و تیربار های 12/7 میلیمتری بهره می‌بردند

جنگنده F4U-Corsair با لود کامل تسلیحات شامل بمب های ۵۰۰ پوندی و راکت های ۵ اینچی
جنگنده Ki-84 با دو بمب ۲۵۰ کیلوگرمی

آمریکایی‌ها در اقیانوس آرام تا به حال با جنگنده‌ای که هم قدرت موتور بالا و هم مانورپذیری بالایی داشته باشد رو به رو نشده بودند. به همین دلیل اوایل کار یک خلبان Corsair واقعا نمی‌دانست در داگفایت مقابل یک Ki-84 دقیقا باید چکار کند! تاکتیک Corsair ها در مقابل Ki-84 تا حد امکان عدم درگیری نزدیک و ورود به داگفایت یا حمله به تعداد بالا بود. اینگونه وقتی که یکی از جنگنده‌ها سر Ki-84 دشمن را گرم می‌کرد، سایرین از فرصت استفاده کرده و از پشت و نقاط کور به آن حمله می‌کردند.
جنگنده های آمریکایی با داشتن برتری عددی در مقابل Ki-84، به همین شکل موفق به شکار تعداد قابل توجهی از آن‌ها شدند.

مانور Boom & zoom که متداول ترین تاکتیک مورد استفاده آمریکایی‌ها علیه جنگنده های ژاپنی بود. در فاز آخر این مانور جنگنده های Ki-84 بر خلاف جنگنده های دیگر میتوانستند Corsair ها را دنبال کنند

سرانجام این غول مرحله آخر هم به سرنوشتی مشابه Me-262 آلمانی‌ها دچار شد. حمله به Ki-84 و نابودی تعداد بالایی از این جنگنده‌ها روی زمین یا حین نشست و برخاست، کمبود قطعات به دلیل بمباران شدن کارخانه‌ها، عدم بهره‌وری از خلبانان باتجربه و آموزش دیده و نهایتا برتری عددی جنگنده های دشمن، باعث غروب زود هنگام این پرنده افسانه‌ای شد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا